ژانویه 25, 2009 بدست فرزاد
روی تخت دراز کشیدهای و کافکا در ساحل میخوانی که صدای دریافت یک پیام جدید را در یاهومسنجر میشنوی. رفیقی خبر میدهد که میخواهد تو را به «یک بازی جدید وبلاگی» دعوت کند. میگویی که با میانگین انتشار یک مطلب در هر 3-4 ماه خود را وبلاگنویس نمیدانی و پاسخ میشنوی که دست از شکست نفسی بردار. هرچه از تو اصرار است، از او انکار. حرف آخر را میزند. اینکه «عمرن» حاضر نیست تو را معاف کند. آدمی نیستی که تسلیم زور شوی ولی گویا این یکی خیلی پرزور است. به ناچار از شرایط بازی میپرسی که میگوید باید بهترین خاطرهات را از دوران پس از انقلاب بنویسی. خوشحال میشوی که این بازی پیرمردها است و خوشبختانه تو خاطرهای از سالهای جنگ و انقلاب نداری اما رفیق سرسختتر از این حرفهاست. باید از آنچه به یاد داری بنویسی.
متولد 67 هستی. نزدیکترین خاطرهات به سالهای 72 و 73 برمیگردد که تازه در آن زمان 5-6 ساله بودی. به این ترتیب بخش بزرگ و مهمتر این 30 سال را از دست دادهای. هرچه فکر میکنی جز کلیشههایی همچون پیروزی خاتمی در سال 76 و راهیابی تیم فوتبال ایران به جامجهانی 98 چیزی به ذهنت نمیرسد. دوم خرداد 76 با آنکه چیز زیادی از سیاست نمیفهمیدی (نه اینکه حالا خیلی میفهمی؟) اما چون پدر و مادرت طرفدار خاتمی بودند از پیروزی او به اندازهی بزرگترها خوشحال میشوی. حتی پیش از انتخابات عکسهای خاتمی را در اتاقت میچسبانی (اصولاً آدم جوگیری هستی).
در همان سالها فوتبال را بهتر از سیاست میفهمی. بازیهای مقدماتی جامجهانی را دنبال میکنی. روزی که به قطر میبازیم تا مستقیم به جامجهانی فرانسه نرویم مثل ابر بهار گریه میکنی. اما بازی با استرالیا حکایت دیگری دارد. کلاس چهارم ابتدایی هستی و در مدرسهتان برنامهای میگذارند تا بازی 8 آذر را با همکلاسیها و معلمت ببینی. 2 گل میخوریم و 3-4 گل هم نمیخوریم تا دیگر ناامید شوی و رویاهایت را بر باد رفته ببینی. ناگهان ورق برمیگردد و … .
پینوشت 1: حاضری شرط ببندی که 90 درصد شرکتکنندگان این بازی به این 2 خاطره اشاره میکنند. تازه اینجاست که به مفهوم ملت پی میبری.
پینوشت 2: نمیدانی که پیروزی اوباما در انتخابات آمریکا هم جزو شرایط بازی هست یا نه اما میدانی که رفیقت طرفدار مککین بود. حیفت میآید دلش را نسوزانی.
پی نوشت 3: اگر رفیق، بدترین خاطره را هم میخواست انتخاب آسانی داشتی. محمود احمدینژاد.
ارسال شده در جامعه, عمومی | 6 Comments »
آگوست 30, 2008 بدست فرزاد
لاتاری نوشته شرلی جکسون، داستان نویس مشهور آمریکایی است. این داستان کوتاه از نگاه بسیاری از منتقدان ادبی یکی از برترین داستان های ادبیات انگلیسی است. داستان در هکدهای رخ میدهد که نمیدانیم کجاست. گویی این حادثه نیاز به مکان ندارد و هرجایی امکان وقوع آن است. (مثلا دهکدهای مثل تصویر سربرگ این وبلاگ را تصور کنید!) اهالی دهکده به فعالیتهای روزمره خود مشغولند و از این نظر تفاوتی با هزاران دهکده دیگر این کره خاکی ندارد. اما در اینجا مراسمی برگزار میشود که سالی یکبار همه اهالی را در میدان اصلی شهر جمع میکند. سالهاست که این مراسم برگزار میشود؛ با این حال کسی از علت این امر اطلاعی ندارد. باید به سنتها احترام گذاشت…
مدتی قبل فرصتی شد تا این داستان زیبا را به فارسی ترجمه کنم. کل داستان 6 صفحه است و در یک فایل PDF قابل دانلود است. این اولین تجربه من در ترجمه یک داستان بود. خوشحال میشوم که آن را بخوانید و اشکالات ترجمه را ذکر کنید.
دانلود فایل PDF با حجم 200 کیلوبایت
سرور دوم
سرور سوم
سرور چهارم
ارسال شده در فرهنگ و هنر | 21 Comments »
آگوست 28, 2008 بدست فرزاد

این مقاله پیش از این در وبلاگ بوکفید نیز منتشر شده است.
کمتر از 20 سال پس از سقوط نهایی آخرین جنبش های مارکسیستی در ایران، مازیار بهروز فرزند جهانگیر بهروز از اعضای حزب توده کتاب شورشیان آرمانخواه را منتشر کرد. این کتاب در واقع بر پایه مقاله ای شکل گرفت که وی برای پایان نامه ی دکترای خود در دانشگاه سان فرانسیسکو آماده کرده بود. آقای بهروز در این کتاب تاریخ فشرده ای از ظهور، فعالیت و سقوط جنبش های چپ در ایران ارائه می کند. شورشیان آرمانخواه با شکل گیری حزب توده در ایران آغاز می شود. به مرور فعالیت های این حزب در سال های ابتدایی و طلایی فعالیتش پرداخته و رابطه ی آن را با سایر جنبش های کمونیستی از جمله فرقه ی دموکرات آذربایجان بررسی می کند. با بسته شدن فضای سیاسی کشور پس از کودتای 28 مرداد 1332 و غیر قانونی اعلام شدن حزب توده، مسیر برای پیدایش جنبش های چریکی که به مبارزه ی مسلحانه معتقد بودند باز می شود. این گروه ها که از مهم ترین آن ها می توان به سازمان چریک های فدایی خلق و گروه پیکار اشاره کرد، ابتکار عمل را در بین فعالان مارکسیست – لنینیستی در دست گرفته و حزب توده را وارد حاشیه می کنند.
جذاب ترین بخش کتاب شاید فصل سوم آن باشد که به چگونگی فعالیت گروه های چپ در سال های آغازین انقلاب (1357 – 1362) می پردازد. این بخش از این رو حایز اهمیت است که تا کنون همه ی تحقیقاتی که در مورد جنبش های چپ در ایران انجام شده اند در مرحله ی پیش از انقلاب متوقف مانده و این شاید اولین کتابی باشد که سیر حوادث پس از انقلاب را تا نابودی کامل آخرین باقی مانده ی چپ ها دنبال می کند.
در فصل پایانی کتاب دلایل شکست چپ در ایران علی رغم موفقیت آن ها در بسیاری از کشورهایی که وضعیتی شبیه ایران داشتند از دیدگاه نویسنده بررسی می شود. مازیار بهروز در این بخش یکی از مهم ترین دلایل شکست را ناتوانی همه ی این جنبش ها در برقراری ارتباط موثر با طبقه ی کارگر (پرولتاریا) می داند. گروه های چپ در حالی از نفوذ در بین کارگران ناتوان بودند که طبق اعتقاد مارکسیست های انقلابی، طبقه ی کارگر پرچم دار انقلاب پرولتاریایی خواهد بود. نویسنده برای اثبات این ادعای خود از هسته ای با عنوان «کارگران مبارز» نام می برد که در تابستان 1358 به جنبش پیکار پیوستند. اعضای این گروه بر خلاف نامشان جمعی دانشجو بودند که به طبقه ی متوسط تعلق داشتند و استفاده از نام کارگران مبارز توسط آن ها هیچ گونه توجیهی نداشته است.
عنوان اصلی این کتاب Rebels with a cause: The failure of the Left in Iran می باشد که در ایران توسط آقای مهدی پرتوی با نام «شورشیان آرمانخواه: ناکامی چپ در ایران» منتشر شده است. نکته ی جالب این است که آقای مهدی پرتوی مترجم فارسی این کتاب خود از اعضای سابق حزب توده است و 2 بار نیز در این کتاب از او نام برده می شود:
طی سال 1362، رهبران حزب توده یک به یک بر صفحه تلوزیون دولتی ظاهر شدند و به جرایم خود، از جمله جاسوسی برای اتحاد شوروی و تدارک براندازی جمهوری اسلامی ایران، اعتراف کردند. در برخی موارد، مقام های حزبی به صورت شاهدان برجسته برای دادستان عمل می کردند و اعضای دیگر را به اعتراف گناهانشان تشویق می نمودند. شگفت انگیزترین آن ها هنگامی بود که ناخدا افضلی سعی داشت برخی اتهامات را انکار کند و مهدی پرتوی، رابط حزبی او و مسئول شبکه مخفی حزب توده، به نفع کیفر خواست عمل کرد و او را مجبور به اعتراف نمود.
مشخصات کتاب:
- شورشیان آرمانخواه: ناکامی چپ در ایران
- نویسنده: مازیار بهروز
- مترجم: مهدی پرتوی
- ناشر: ققنوس
- تعداد صفحات: 368
- قیمت: 3500 تومان (چاپ نهم) – 4200 تومان (چاپ دهم)
لینک های مرتبط:
خرید اینترنتی کتاب در آدینه بوک
يک بار ديگر تاريخ شورشيان آرمانخواه/ روزنامه ی اعتماد
نگاهي به كتاب «شورشيان آرمانخواه، ناكامي چپ در يران» / روزنامه ایران
گفتگویی در فرندفید در مورد این کتاب
ارسال شده در سیاست, فرهنگ و هنر | 3 Comments »

در انتظار باران …
ارسال شده در طنز و سرگرمی | 11 Comments »
جولای 17, 2008 بدست فرزاد
بندر انزلی به دلیل قرار گرفتن بین دریای کاسپین و تالاب بین المللی انزلی دارای موقعیت جغرافیایی خاصی است که موجب شده است این شهر سال ها از داشتن یک جاده ی کنارگذر محروم باشد. این موضوع به خصوص در ایام مسافر پذیر سال از جمله نوروز و تابستان باعث به وجود آمدن ترافیک های طولانی و قفل شده در داخل شهر انزلی می شود و همواره مشکلات زیادی را برای شهروندان انزلی به همراه دارد. برای رفع این مشکل، با روی کار آمدن دولت سازندگی پروژه احداث کنارگذری برای این شهر در دستور کار وزارت راه قرار گرفت و در در سال 77 عملیات احداث جاده آغاز شد.
در تصویر ماهواره ای زیر موقعیت جغرافیایی شهر انزلی، تالاب و مسیر عبور جاده را به صورت تقریبی مشخص کرده ام (اطلاعات دقیق نیست):

طرفداران محیط زیست از جمله اصلی ترین مخالفان احداث این جاده هستند و معتقدند احداث کنارگذر انزلی ممکن است به اکوسیستم کم نظیر تالاب صدمه بزند. دغدغه این افراد تا حدی قابل فهم است اما چند وقتی است که مشاهده می کنم برخی از این عزیزان برای ابراز مخالفت خود از واکنش های احساسی و اخبار بعضا غیر واقعی استفاده می کنند. در همین مورد روز گذشته خبری در سایت روزنامه کارگزاران منتشر شد:
تالاب انزلی كه در سفرنامههای اروپاییها از قدیم الایام تاكنون از آن به عنوان ونیز سبز ایران یاد میشود، از سال 1354 در فهرست تالابهای بینالمللی جهان به ثبت رسیده است. این تالاب هم اكنون سه سایت مهم شامل دو پناهگاه حیات وحش و یك منطقه حفاظت شده را در بر میگیرد و از مهمترین كریدورهای پرندگان مهاجر در مسیرسیبری به جنوب محسوب میشود اما امروز با احداث جاده در قلب تالاب در آستانه نابودی قرار گرفته است.
همان گونه که در تصویر بالا مشاهده می کنید بخش اعظم این جاده 16 کیلومتری کاملا خارج از تالاب قرار دارد و تنها 3 کیلومتر آن از حاشیه تالاب انزلی عبور می کند و حتی در این مناطق نیز مسیر جاده تنها چند صد متر با مناطق مسکونی شهر انزلی فاصله دارد. از طرف دیگر مناطق حفاظت شده ی تالاب که زیستگاه پرندگان مهاجر محسوب می شود در بخش های مرکزی و جنوبی آن قرار گرفته است. بنابراین معلوم نیست منظور نویسنده ی محترم این مقاله از «قلب تالاب» کجاست و زیستگاه پرندگان چگونه در آستانه نابودی قرار می گیرد؟
آیا ساخت این جاده هیچ خساراتی به تالاب وارد نمی کند؟ بی شک خیر. مطمئنا این پروژه ی عمرانی می تواند بافت جغرافیایی منطقه ای که جاده از آن عبور می کند را دچار تغییراتی کند و همان گونه که نویسنده ی روزنامه کارگزاران در ادامه آورده است خساراتی در پی داشته باشد:
حدود 300 هكتار ( معادل 3 میلیون متر مربع) از اراضی شمال تالاب انزلی خشكانده و نابود میشود كه به گفته كارشناسان با توجه به ارزش هر هكتار تالاب در دنیا كه 22 هزار دلار تعیین شده، خسارتی معادل 59 میلیارد تومان تنها در سال اول بهرهبرداری جاده، به تالاب وارد میشود.
اما برای بررسی هر پروژه ای باید مزایا و معایب آن را با هم مقایسه کرد. مسیر کنارگذر انزلی علی رغم اینکه طبق ادعای روزنامه کارگزارن 59 ملیارد تومان به محیط زیست آسیب می زند (توجه کنید که نویسنده ادعای قبلی خود مبنی بر نابودی تالاب را تکرار نمی کند)، اما مزایای عمده ای دارد که نمی توان از آن ها چشم پوشی کرد. همان گونه که اشاره کردم فقدان یک جاده ی کنارگذر سال هاست که مشکلات زیادی را برای اهالی منطقه ی آزاد تجاری-صنعتی انزلی به همراه داشته است و به عنوان مهم ترین مانع توسعه هر چه بیشتر بزرگترین بندر شمال کشور شناخته می شود. از سوی دیگر مسیر پیش بینی شده برای راه آهن قزوین-رشت-انزلی از کنار این جاده عبور می کند. احداث این کنارگذر و راه آهن که تاثیر به سزایی در اقتصاد منطقه دارد مهم ترین خواست عمومی مردم انزلی است.
عکس هایی را که روز گذشته از محل اجرای پروژه تهیه کردم می توانید در فلیکر ببینید.

ارسال شده در جامعه | 2 Comments »