روی تخت دراز کشیدهای و کافکا در ساحل میخوانی که صدای دریافت یک پیام جدید را در یاهومسنجر میشنوی. رفیقی خبر میدهد که میخواهد تو را به «یک بازی جدید وبلاگی» دعوت کند. میگویی که با میانگین انتشار یک مطلب در هر 3-4 ماه خود را وبلاگنویس نمیدانی و پاسخ میشنوی که دست از شکست نفسی بردار. هرچه از تو اصرار است، از او انکار. حرف آخر را میزند. اینکه «عمرن» حاضر نیست تو را معاف کند. آدمی نیستی که تسلیم زور شوی ولی گویا این یکی خیلی پرزور است. به ناچار از شرایط بازی میپرسی که میگوید باید بهترین خاطرهات را از دوران پس از انقلاب بنویسی. خوشحال میشوی که این بازی پیرمردها است و خوشبختانه تو خاطرهای از سالهای جنگ و انقلاب نداری اما رفیق سرسختتر از این حرفهاست. باید از آنچه به یاد داری بنویسی.
متولد 67 هستی. نزدیکترین خاطرهات به سالهای 72 و 73 برمیگردد که تازه در آن زمان 5-6 ساله بودی. به این ترتیب بخش بزرگ و مهمتر این 30 سال را از دست دادهای. هرچه فکر میکنی جز کلیشههایی همچون پیروزی خاتمی در سال 76 و راهیابی تیم فوتبال ایران به جامجهانی 98 چیزی به ذهنت نمیرسد. دوم خرداد 76 با آنکه چیز زیادی از سیاست نمیفهمیدی (نه اینکه حالا خیلی میفهمی؟) اما چون پدر و مادرت طرفدار خاتمی بودند از پیروزی او به اندازهی بزرگترها خوشحال میشوی. حتی پیش از انتخابات عکسهای خاتمی را در اتاقت میچسبانی (اصولاً آدم جوگیری هستی).
در همان سالها فوتبال را بهتر از سیاست میفهمی. بازیهای مقدماتی جامجهانی را دنبال میکنی. روزی که به قطر میبازیم تا مستقیم به جامجهانی فرانسه نرویم مثل ابر بهار گریه میکنی. اما بازی با استرالیا حکایت دیگری دارد. کلاس چهارم ابتدایی هستی و در مدرسهتان برنامهای میگذارند تا بازی 8 آذر را با همکلاسیها و معلمت ببینی. 2 گل میخوریم و 3-4 گل هم نمیخوریم تا دیگر ناامید شوی و رویاهایت را بر باد رفته ببینی. ناگهان ورق برمیگردد و … .
پینوشت 1: حاضری شرط ببندی که 90 درصد شرکتکنندگان این بازی به این 2 خاطره اشاره میکنند. تازه اینجاست که به مفهوم ملت پی میبری.
پینوشت 2: نمیدانی که پیروزی اوباما در انتخابات آمریکا هم جزو شرایط بازی هست یا نه اما میدانی که رفیقت طرفدار مککین بود. حیفت میآید دلش را نسوزانی.
پی نوشت 3: اگر رفیق، بدترین خاطره را هم میخواست انتخاب آسانی داشتی. محمود احمدینژاد.







“نمیدانی که پیروزی اوباما در انتخابات آمریکا هم جزو شرایط بازی هست یا نه اما میدانی که رفیقت طرفدار مککین بود. حیفت میآید دلش را نسوزانی.”
اینم حرفیه
سپاس به خاطر قبول دعوت
گردن بنده در مقابل شما از موی نیز باریکتر است
به خاطر مک کین یکی طلبت فرزاد جان
سلام دوست من. خیلی وقت بود كه نبودید و البته این نبودن به معنای وبلاگنویس نبودن نیست.
ارادت.
خاطره خوب بعد از انقلاب؟!
سلام امیدواروم که بدترین خاطره همین محمود احمدی نزاد باشد و بماند!!!
در ضمن شما می تونید برای من یک دعوتنامه بالاترین ارسال کنید؟
اگر مقدور هست ممنون می شم.
سلام
لطفا برا من دعوت نامه بالاترین بفرستین
من دوست دارم عضو بالاترین باشم